لورنزو ميزيست؛ پس از زيارت بيتالمقدس خانهاي در فارنزه گرفت و چند ماه بعد در آنجا درگذشت. او غالباً در پانيسپرنا، نزديك سان لورنزو از صومعهٴ راهبگان سانتاكلارا ديدار ميكرد و جسدش را پيش از انتقال به وادستنا زير نظر دخترش در كليساي پانيسپرنا قرار دادند.
هنگامي كه كاترينا در سال 1375 به رم بازگشت، در حجرهٴ مادرش واقع در صومعهٴ سانتاكلاراي پانيسپرنا اقامت گزيد و كاتريناي سيينايي براي ديدارش به آنجا آمد.
خاطرهٴ بيرگيتا در ساير كليساهاي رم هم زنده است، از قبيل سانتاماريا ماجوره، سانپراسده، سانپائولوٴ، سانلورنزو، سانآنتونيو آباته، سانسباستينو، سانفرانچسكواَريپا.
9. هلند
گروته
گيرت گروته. پدر ((طاعت جديد)) يا ((نوزايي مسيحي)) (1340ـ1384).
مندرجات: 1) زندگي گروته؛ 2) عقايد علمي او؛ 3) فلسفه و دين او؛ 4) برادران و خواهران زندگي مشترك؛ 5) كاننهاي ويندسهايم؛ 6) تقليد از مسيح؛ 7) تأثير گروته، نوزايي مسيحي.
1. زندگي گروته. گريت يا گيرت (ياژرار) گروته يا دو گروته در اكتبر سال 1340 در دِوِنتر واقع در اسقفشاهزادهنشين اوترخت زاده شد. پدرش وِرنِر گروته و مادرش هِيلويگ فان در باسِلِن مردمي بااصل ونسب بودند. او در آخن، كلن، پاريس (1357ـ1365) و حتي در پراگ (1366) تحصيل كرد. در سال 1366 بهعنوان نمايندهٴ شهر دونتر به دربار پاپ در آوينيون رفت و اندكي بعد، در اوترخت و آخن مقام كشيشي بهدست آورد. در پاريس با هاينريش كالكاري1 آشنا شد و بار ديگر او را در اوترخت ديد، به شدت تحت تأثير وي قرار گرفت و در سال 1374 توسط او تغيير مذهب داد. از آن پس، از هر دو شغلش دست كشيد و بهترين قسمت خانهاش را به زنان فقير واگذاشت. مدتي را در مونيكهويزن (1377ـ1379) در كنار دوستش گذراند، ولي به آيين كارتوسيان نپيوست. در سال 1375 به ديدار رويسبروك (چهاردهم ـ1) در گروئندال شتافت و بعد از آن هم، بارها از وي ديدار كرد. تأثير رويسبروك تصميم زندگياش را كامل كرد. در سال1380به مقام شماس تعيين شد (هرگز كشيش نشد) و از اسقف اجازهٴ موعظه يافت و در سراسر